دیدم صنمی، های! صلا! کعبه نشین ها
بیعانه ببازید به یادش دل و دین ها
درعشق دل از کوثر و رضوان نگشاید
از دوست تسلّی نتوان گشت به این ها
صیدِ دلم افتاده به صحرای رمیدن
صیّاد نگاهان! بگشایید کمین ها
آن کیست که در جلوه گَهَت رخش بتازد؟
کرده است تهی غمزه ی بی باک تو زین ها
در کیش محبت هدفِ ناوک نازند
ابروی کماندار تورا چله نشین ها
زیر قلم توست – حزین! – کشور معنی
این نقش ندارند خدیوان به نگین ها !

در چهارشنبه 9 اردیبهشت1388  دست نويس محمدرضا صرافی مقدم
|

