تبليغاتX
سروده ها و جمله های زیبا

سلام...!

این جمله خیلی به دلم نشست، آخه خیلی وقته که دارم سعی میکنم اینجور آدمی باشم...بتونم گرانبها ترین گنج زندگی رو بدست بیارم... سعی میکنم عاشق باشم... ولی نه اون عشق و عاشقی ای که ۹۹درصد آدما فکر میکنن... سعی میکنم عاشق همه چیز باشم... به همه چیز لبخند بزنم... این کار رو هم میکنم...

دیگه وقتی تو خیابون راه میرم یا جلوی در خونه ی دوستم منتظرش می مونم تا بیاد، از سر بیکاری برگ درختا رو نمیکنم... عوضش یه کار دیگه میکنم که اول پیش خودم میگم کارم مثه دیوونه هاست... ولی بعدش خیلی خوشحال میشم... خوشحال میشم که حداقل خودم میدونم دیوونه نیستم... کم کم دارم میفهمم که دارم عاشق میشم...

عاشق درخت ها... گل ها... ماهی ها...

میدونین چیکار میکنم؟!؟!؟!

برگ درختا رو ناز میکنم...با ماهی ها بازی میکنم... موقع بازی با ماهی ها میخندم... احساس میکنم اونا درکم میکنن... شعور دارن... حتی از خیلی از آدما هم باشعور ترن... از خیلی از آدما...!!!

خیلی حس قشنگی داره ناز کردن برگ درخت... بازی کردن با ماهی... خیلی حس قشنگی داره.... 

حتماْ امتحانش کنین... حتی واسه یبار...

بدرود...!

 

 

گران بها ترین گنج زندگی، قلبی عاشق است که به همه، دوست، دشمن،انسان،حیوان و ... عشق می ورزد.

در  جمعه 13 شهریور1388  دست نويس محمدرضا صرافی مقدم   | 


زندگی بدون عشق مرگ است، و مرگ با عشق همانا زندگی است.

 

در  جمعه 13 شهریور1388  دست نويس محمدرضا صرافی مقدم   | 


سلاااااام به همه !!!!

وای چقدر من خنگم!!!

۹ مرداد تولد ۳ سالگی وبلاگم بود و من فراموش کردم!

وبلاگم رفت تو ۳ سال!!!

بیخیال، به هرحال بعد از ۸ روز امروز یادم اومد!!

 

هوووررررااااااااا.....

بدرود!!!

در  شنبه 17 مرداد1388  دست نويس محمدرضا صرافی مقدم   | 


مرد نجوا کرد :« خدایا با من صچبت کن »، یک چکاوک آواز خواند ولی مرد نشنید.

پس مرد با صدای بلند گفت :« خدایا با من صحبت کن »، آذرخش در آسمان غرید ولی مرد متوجه نشد.

مرد فریاد زد :« خدایا یک معجزه به من نشان بده »، یک زندگی متولد شد ولی مرد نفهمید.

مرد نا امیدانه گریه کرد و گفت :« خدایا مرا لمس کن و بگذار تو را بشناسم» پس خدا نزد مرد آمد و او را لمس کرد.

ولی مرد بالهای پروانه را شکست و درحالیکه خدا را درک نکرده بود از آنجا دور شد!

 

 

در  دوشنبه 17 فروردین1388  دست نويس محمدرضا صرافی مقدم   | 


با سلام!

سال نو رو به همگی ایرانیان تبریک و شاد باش میگم . ببخشید که دیر شد، آخه ۱ ماهی هست که کلا نتونستم و نشد که کانکت شم! به امید سالی خوب و سرشار از صلح و دوستی و شادی برای تمامی جهانیان!

 

 

 

 

 

 

در  دوشنبه 17 فروردین1388  دست نويس محمدرضا صرافی مقدم   | 


 

عشق تنها مرضی است که بیمار از آن لذت می برد .

 

در  جمعه 4 بهمن1387  دست نويس محمدرضا صرافی مقدم   | 


 

آنکس که در همه جا دوستانی دارد ، همه جا را دوست داشتنی می یابد .

در  جمعه 4 بهمن1387  دست نويس محمدرضا صرافی مقدم   | 


ورق کاغذی که همچون برف سفید بود ، گفت :« من پاک و دست نخورده آفریده شده ام و تا ابد نیز پاکیزه باقی خواهم ماند .من ترجیح می دهم بسوزم و خاکستر شوم تا اینکه اجازه دهم تیرگی و تاریکی به من نزدیک شود و پلیدی ها و ناپاکی ها مرا لمس کنند . »

شیشه ی دوات سخنانش را شنید و در قلب سیاهش به او خندید ، اما ترسید به او نزدیک شود .

قلم ها نیز که رنگهای گوناگونی داشتند با شنیدن سخنانش هرگز به او نزدیک نشدند و بدین ترتیب ، ورق سپید همچنان پاک و دست نخورده باقی ماند . اما ، خالی از هر نوشته ای .

 

 

در  پنجشنبه 30 آبان1387  دست نويس محمدرضا صرافی مقدم   | 


برای یک سیاست مدار هیچ شانسی برای آزاد زندگی کردن وجود ندارد ، زیرا هر جا که برود و هر کاری که بکند خبرنگاران با دوربین دنبالش هستند ، اگر خلافی از او سر زد که آبرویش را می برند ، اگر هم کاری نکرد فردا می نویسند یا رو چیزی بارش نیست .  

« هارولد مک میلان »

 

( البته این جمله درباره رییس جمهور فعلی ما صدق نمی کنه ، چون بدون دوربین و خبرنگار ایشون سلطان سوتی ایران هستند ) .

در  شنبه 30 شهریور1387  دست نويس محمدرضا صرافی مقدم   | 


شهرت کاذب مثل اسفنج است ، با آب غرور پر می شود و با حرارت آزمایش خشک می شود .   

( کار فیلد )

 

 

 

در  پنجشنبه 10 مرداد1387  دست نويس محمدرضا صرافی مقدم   | 


 

  

یک قــلـب پــاک از تمام معـابد و مسـاجد زیبای جهـان زیبا تر است .         

  ( ولتر )

در  چهارشنبه 9 مرداد1387  دست نويس محمدرضا صرافی مقدم   | 


 

خوشبختی می تواند مجموعه بد بختی هایی باشد که به سرمان نیامده است .   

 ... اشار

 

در  چهارشنبه 9 مرداد1387  دست نويس محمدرضا صرافی مقدم   | 


 

ملتها با دو دشمن وحشتناک روبرو هستند ، اول کسانی که قانون را زیر پا می گذارند ، دوم کسانی که این قانون شکنی را می بینند ولی سکوت می کنند .    

  ( مونرویل )

در  چهارشنبه 9 مرداد1387  دست نويس محمدرضا صرافی مقدم   | 


دل با صفای کهنگی زخم ، خو گرفت

درس امان ، ز قصه سنگ و سبو گرفـت

 

آن دست های خشم که همزاد کینه بود

خنجر شکست و خط امان از عـدو گرفت

 

آن سیل رهگشا که سکوت و سکون نداشت

گندابه را پناه پذیرفت و بو گرفت

 

سر در سکوت بتکده های طلا نهاد

پی از طلب کشید و دل از جستجو گرفت

 

آن زهد گربه وار ، نگه کن که در نماز

ار آبروی ریخته خود وضو گرفت

 

سنگ هراس ، روشنی آب را شکست

 شب در رسید و روزن هر آرزو گرفـت

 

                                                             (سیاوش مطهری )

در  چهارشنبه 9 مرداد1387  دست نويس محمدرضا صرافی مقدم   | 


 

بقا از آن خداست ، اگر باور نداريد از گذشتگان بپرسيد .

در  سه شنبه 8 مرداد1387  دست نويس محمدرضا صرافی مقدم   | 


اولین طلیعه عشق ، آخرین تابش عقل است . 

                                                         ( آنتوان برت )

 

در  چهارشنبه 12 تیر1387  دست نويس محمدرضا صرافی مقدم   | 


 

هرگز در میان موجودات مخلوقی که برای کبوتر شدن آفریده شده...کرکس نمی شود...

این خصلت در میان هیچ یک از مخلوقات نیست...جز آدمیان

 

 

در  دوشنبه 10 تیر1387  دست نويس محمدرضا صرافی مقدم   | 


اگر روزی شان و مقامت پایین آمد ، نا امید مشو ... زیرا آفتاب هر روز هنگام غروب پایین می رود تا بامداد روز دیگر بالا بیاید ...   

 

در  دوشنبه 10 تیر1387  دست نويس محمدرضا صرافی مقدم   | 


عاشق عاشقی باش و دوست داشتن را دوست باش .

از تنفر متنفرباش و به مهربانی مهر بورز ، با آشتی آشتی کن و از جدایی جداباش .

                                                                 ( زرتشت )

در  شنبه 25 خرداد1387  دست نويس محمدرضا صرافی مقدم   | 


 

  حقيقت و گل سرخ هردو خار دارند.

 

در  جمعه 27 اردیبهشت1387  دست نويس محمدرضا صرافی مقدم   | 


شما ممکن است بتوانید گلی را زیر پا لگدمال کنید، اما محال است بتوانید عطر آنرا در فضا محو سازید. 

                                                         (ولتر ) 

 

در  چهارشنبه 4 اردیبهشت1387  دست نويس محمدرضا صرافی مقدم   | 


 

غرور از فرشته شيطان ، و تواضع از خاك ، انسان مي سازد.

 

در  دوشنبه 2 اردیبهشت1387  دست نويس محمدرضا صرافی مقدم   | 


 

         منتظر نشوید تا دیگران به شما عشق بورزند...

                                  بلکه نخست شما به آنها عشق بورزید .

 

در  دوشنبه 26 فروردین1387  دست نويس محمدرضا صرافی مقدم   | 


 

 

زمانی که عشق در قلب آدمی مأوا داشته باشد، قادر به رنجاندن دیگران نخواهد بود .

در  یکشنبه 25 فروردین1387  دست نويس محمدرضا صرافی مقدم   | 


در دنیا هیچ چیز کاملا خطایی وجود ندارد ، حتی یک ساعت از کار افتاده هم می تواند  دو بار در روز وقت را دقیق نشان بدهد .                     

                                                                   ( پائولو کوئیلو )

 

در  چهارشنبه 1 اسفند1386  دست نويس محمدرضا صرافی مقدم   | 


خــــــــــدایـــــــــــــــا !


خـدایـا چـگـونه زیـسـتـن را خــود بــه مـــن بـیــامــوز ، چـگـونه مــردن را خـــود خـــواهــم آمــوخت.

(دکتر شریعتی )

 

در  سه شنبه 9 مرداد1386  دست نويس محمدرضا صرافی مقدم   | 


 

 

عــــشـــق ....

در دریـــا غــرق شــدن و دوســت داشـتـن در دریـا شـنـا کـردن اسـت .

(دکـتـر شـریـعـتـی)

در  سه شنبه 9 مرداد1386  دست نويس محمدرضا صرافی مقدم   |