نی ها، همهمه شان می آید.
مرغان، زمزمه شان می آید.
در باز و نگه کم
و پیامی رفته به بی سویی دشت
گاوی زیر صنوبر ها،
ابدیت زیر چپر ها.
از بن هر برگی وهمی آویزان
و کلامی نی،
نامی نی.
پایین، جاده بی رنگی.
بالا، خورشید هم آهنگی.
در دوشنبه 19 مرداد1388  دست نويس محمدرضا صرافی مقدم
|

