پیش از تو ( سلمان هراتی )
پیش از تو آب ، معنی دریا شدن نداشت
شب مانده بود و جرات فردا شدن نداشت
بسیار بود رود در آن برزخ کبود
اما دریغ ، زهره ی دریا شدن نداشت
در آن کویر سوخته ، آن خاک بی بهار
حتّی علف اجازه ی زیبا شدن نداشت
گم بود در عمیق زمین ، شانه ی بهار
بی تو ولی زمینه ی پیدا شدن نداشت
دل ها ، اگرچه صاف ولی از هراس سنگ
آیینه بود و میل تماشا شدن نداشت
چون عقده ای به بغض فرو بود حرف عشق
این عقده تا همیشه سر وا شدن نداشت
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۸ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۱:۲۲ ب.ظ توسط محمدرضا صرافی مقدم
|
سلام .